معرفی فلاسفه آگوستين اهل هيپو

بوک شهر

1403/1/15

11 بازدید

39048759034

آگوستين اهل هيپو

430- 354 ميلادي ¡ رومي اهل آفريقا

آگوستين اهل هيپو يك فيلسوف و متأله مسيحي بسيار تأثيرگذار در زمان خود بود. او در سرتاسر قرون وسطا همچنان شهرت خود را به عنوان يك شخصيت الهام‌بخش حفظ كرد و در اين دوران حتي دو فرقه‌ي مذهبي به نام وي نامگذاري شد.

آگوستین در تاگاسته (سوق اهراس کتونی در الجزایر) در استان رومی نومیدیه به دنیا آمد. او را اورلیوس اوگوستینوس نامیدند تا نشانگر ریشه‌های رومی خانواده‌ی وی باشد. پدرش پاتریسیوس پاگان (غیر مسیحی) بود و به عنوان یک مقام رسمی برای دولت محلی کار می‌کرد، اما مادرش یک مسیحی مؤمن بود که بعدها با عنوان مونیکای قدیس در زمره‌ی مقدسین قرار گرفت.

آگوستین قبل از نقل مکان به کارتاژ (مهم‌ترین شهر رومی شمال آفریقا) در سال 371، به مدرسه‌ای محلی در ماداورا می‌رفت. زبان مادری وی لاتین بود و به ادبیات کلاسیک رومی تسلط داشت اما برخلاف اکثر فیلسوفان آن زمان، هیچ‌گاه مهارت چندانی در زبان یونانی کسب نکرد. هنگام اقامت در کارتاژ، کتاب هورتنسیوس (یا در باب فلسفه) اثر سخنور رومی سیسرون (۴۳-۱۰۶ ق‌م) را خواند؛ کتابی که به شکل‌گیری آینده‌ی او کمک کرد. آگوستین در «اعترافات» خود می‌گوید که چگونه این اثر سیسرون باعث شد تا او زندگی خود را وقف دستیابی به خرد و مطالعات فشرده‌ی کتاب مقدس کند.

باورهای دوگانه

مطالعات آگوستین در مورد کتاب مقدس مستقیماً منجر به تغییر مذهب وی نشد. او به عنوان یک مسیحی بزرگ شده، اما غسل تعمید داده نشده بود. علاوه بر این، او در بخشی از امپراتوری روم و در زمانه‌ای زندگی می‌کرد که پر از ادیانِ رقیب بود. آگوستین مادرش را ناامید کرد و به یکی از همین ادیان پیوست. یک فرقه‌ی گنوسی معروف به آیین مانوی. مانویان به نظامی دوگانه باور داشتند که در آن، جهان میدان جنگ میان خیر و شر یا تاریکی و نور بود. برخی از ارزش‌های مانویان با مسیحیان مشترک بود اما «ولادت از مادر باکره» و «قدرت رهایی‌بخش تصلیب» را قبول نداشتند. آگوستین تقریباً ده سال جزء طرفداران سرسخت آرمان مانویان بود اما بعدها در «اعترافات» و مبلغان مانوی را به عنوان «افرادی چرب‌زبان... که کمندهایی شیطانی در دهانشان داشتند» محکوم کرد.

آگوستین در این زمان، معلم بود. او که مدت کوتاهی مدیریت مدرسه‌ای را در تاگاسته بر عهده داشت، در سال ۳۷۶ برای تدریس خطابه به کارتاژ بازگشت. او چنان که بعدها در خود زندگی نامه‌اش گفته، در آن‌جا در یک زندگی سرشار از گناه غرق شد. معشوقه‌ای پیدا کرد و از او صاحب فرزندی شد (پسری به نام آدئوداتوس). آگوستین در «اعترافات» با بازاندیشی در این اتفاق گفته که این رابطه نتیجه‌ی «احساسات شدید و لگام گسیخته»ی او بوده است. او همچنین تمایزی عامدانه قایل شده بین پیوند ازدواج که به منظور فرزندآوری منعقد می‌شود، و روابط شهوانی که در آن‌ها تمایلی به ایجاد نسل نیست و از آن خودداری می‌شود. با این حال، نوشته که اگر (بر اثر روابط شهوانی) فرزندانی به دنیا بیایند «نمی‌توانیم آنها را دوست نداشته باشیم».

واضح است که رابطه‌ی آگوستین با معشوقه‌اش عمیق‌تر از آنی بوده که اعتراف می‌كند. آنها پانزده سال در کنار هم ماندند و نهایتاً با اکراه و تحت فشار مادر آگوستین جدا شدند. به گفته‌ی آگوستین، وقتی از او «آن پاره‌ی تن را جدا کردند»، قلبش «شکست و خون بارید». این اقدام قهری به این دلیل انجام شد که مونیکا فرد مناسب‌تری را برای پسرش در نظر گرفته بود. با این حال، چون این دختر هنوز خیلی جوان بود، ازدواج دو سال به تأخیر افتاد. طی این مدت، عزم و اراده‌ی آگوستین دوباره تضعیف شد و معشوقه‌ی دیگری پیدا کرد. در نهایت، ازدواجی که مادر ترتیب داده بود، هرگز سر نگرفت.

تغییر دین

در سال ۳۸۴ شغل معتبری به عنوان استاد خطابه در میلان پیدا کرد. این دوران به مرحله‌ای کلیدی در رشد معنوی او تبدیل شد. در این دوران، تأثیر مانویان بر او کم رنگ می‌شد و همزمان علاقه‌ی بیشتری به نوافلاطونیان پیدا می‌کرد. جالب آن که این فلسفه‌ی پاگانی، مسیرش را برای گرویدن به مسیحیت هموار ساخت. علاقه‌ی او عمدتاً از قرائت آثار فلوطین، فیلسوف یونانی، نشأت گرفت. فلوطین در مجموعه‌ی مقالاتش به نام «تاسوعات» مفهوم جهان را این‌گونه ترسیم می‌کند: تجلی‌ای از «واحد» که مظهری از خیر برتر است و در همه جا حضور دارد. این مفهوم به نظر آگوستین قانع‌كننده‌تر از دوگانگی مانوی بود و به او کمک کرد تا درک بهتری از ماهیت معنوی خداوند داشته باشد.

هنگام حضور در میلان، پای خطابه‌های اسقف امبروز نشست. در ابتدا، شهرت اسقف به عنوان یک سخنران خوب او را به خود جلب کرد، اما گوش دادن به «الهامات مقدس» منجر بدان شد که به تدریج به کتاب مقدس به گونه‌ای دیگر بنگرد. او یاد گرفت که چگونه در پس معنای تحت‌اللفظی کلمات، مفهوم معنوی آنها را درک کند. در نتیجه، هم آگوستین و هم پسرش در روز شنبه‌ی عید پاک سال ۳۸۷ توسط امیروز غسل تعمید یافتند.

آگوستین از زندگی دنیوی دست کشید و سال بعد به قصد تأسیس صومعه‌ای به آفریقا بازگشت. وی در خانه‌ی پدری‌اش در تاگاسته اقامت گزید و آن‌جا را به محلی برای جامعه‌ی جدیدش تبدیل کرد. با این حال، رهبانیت او زیاد طول نکشید. در سال ۳۹۱ هنگام سفر به بندر هیپو (شهر امروزی عنابه در الجزایر) اسقف والریوس او را متقاعد کرد تا کشیش شود. آگوستین به سرعت به عنوان یک مبلغ خوب شهرت پیدا کرد و در سال ۳۹۶ به عنوان اسقف هیپو جانشین والریوس شد. او تا پایان عمر در آن جا ماند و به نوشتن و انجام وظایف اسقفی خود پرداخت.

آگوستین میراث عظیمی از خود بر جای گذاشت. او نویسنده‌ای پرکار بود که بیش از نود کتاب به همراه صدها نامه و خطابه نوشت. وی همچنین بر زندگی راهبان در صومعه‌ها تأثیر بسزایی داشت و یک فرقه‌ی مذهبی کاتولیک و یک فرقه‌ی رهبانی نام خود را از او گرفتند. کتاب‌های او، «اعترافات» و «شهر خدا»، به آثاری کلاسیک تبدیل شدند. «اعترافات» او انقلابی در زمینه‌ی زندگی‌نامه‌نویسی ایجاد کرد. در زمانه‌ای که شرح زندگی اولیا و مقدسین را با تأکید بر معجزات و کرامات و رفتارهای پرهیزکارانه‌ی آنها می‌نوشتند، آگوستین بسیار متفاوت عمل کرد و گناهان و خطاهای قبلی خود را برجسته ساخت. این تلاش باعث شد تا او از نظر خوانندگانش بسیار انسانی‌تر به نظر برسد؛ خصوصاً وقتی که استدعای معروفش را از خداوند بر زبان می‌آورد: «خدایا مرا خالص گردان، ولی نه همین حالا». جای جای این زندگی‌نامه پر است از تأملات فلسفی، از جمله تعمقاتی در باب ماهیت زمان.

فلسفه‌ی مسیحی

«شهر خدا» مهم‌ترین متن آگوستین در باب فلسفه‌ی مسیحی، عمدتاً به منظورِ حمله به فرهنگ و ارزش‌های پاگانی نوشته شد اما اندیشه‌های او در مورد نخستین گناه، قضا و قدر و اراده‌ی آزاد را نیز دربر می‌گرفت. این دیدگاه‌ها قرن‌ها به فراموشی سپرده شدند تا آن که مجدداً توسط اصلاح‌طلبان پروتستان ژان کالون و مارتین لوتر (که یک راهب آگوستینی بود) مورد توجه قرار گرفتند. این دو نفر و یارانشان، آگوستین را پیشگام جنبش خود می‌دانستند. شاهکار آگوستین در میان آثار دینی‌اش، «در باب تثلیث» بود. او سال‌ها در باب مسأله‌ی تثليث تعمق کرد و در دیباچه‌ی کتاب اذعان داشت: «وقتی این کار را شروع کردم جوان بودم و اکنون که منتشرش می‌کنم پیر شده‌ام». کلیساهای اولیه‌ی مسیحی بر سر ماهیت دقیق تثلیث اختلاف‌نظرهای فراوانی داشتند تا آن‌که آگوستین به موضوع تثلیث، وضوح و رسمیت بخشید.

آگوستین در سال ۴۳۰ زمانی که وندال‌ها به شمال آفریقا حمله و هیپو را محاصره کرده بودند، درگذشت. بعدها بقایای جسد وی به ایتالیا (ابتدا به ساردینیا و متعاقباً به زیارتگاهی در پاویا) فرستاده شد.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید